سرویس‌های خبری

خبر

شناسه خبر :

۲۰۹۷۸

تاریخ انتشار :

۱۳۹۸/۰۳/۰۴ ۱۷:۴۴

سیل ویدئوها/قدرت شهروندان ویدئوژورنالیست در ماجرای سیل ۹۸/علی حسنلو




به گزارش اصلاحات پرس، علی حسنلو، روزنامه نگار و فعال مجازی در یادداشتی نوشت: آنقدر درباره شبکه های اجتماعی و پیامرسان ها و تاثیرات آنها در اطلاع رسانی صحبت شده که شاید حرف جدید زدن درباره این امر جدید بسیار سخت شده باشد. حالا دیگر در زمانه ای هستیم که تلفن همراه از یک نیاز فوق برنامه و غیرضروری عبور کرده و تبدیل به یکی از اثاث زندگی شده طوری که در بحبوحه ی سیل یکی از گزارش کارهای دولت این است که بگوید توانسته بعد از 72 ساعت ارتباطات تلفنی و اینترنتی را برقرار کند. یعنی دسترسی شهروندان به اینترنت یک خدمت فوق برنامه یا برای بهتر زندگی کردن نیست که از جمله ابزار ضروری برای زندگی کردن است. ما در اینجا به تمام جنبه های این این وسیله ارتباطی نمی پردازیم بلکه کارکرد رسانه ای تلفن همراه به ویژه در ویدئوژورنالیسم موضوع بحث ما است.

 

ویدئوژونالیست ها چه کسانی هستند؟

ویدئوژورنالیسم گونه خبرنگاری آنچنان جدیدی نیست و تقریبا از قرن 20 و زمانی که دوربین های قابل حمل اختراع شد در شبکه های تلویزیونی جهان رواج پیدا کرده است اما بعد از رواج شبکه های اجتماعی و ویدئوبلاگ ها عملا این گونه به خبرگزاری ها هم گسترش پیدا کرد و حالا گاهی تولیدات تصویری مجلات را نیز شاهد هستیم. در داخل کشور ما نیز جدای از صداوسیما که به دلیل ماهیتش این گونه ی رسانه ای را مدتهاست که داشته نمونه موفق سال های اخیر را می توان ایرنا24 خبرگزاری ایرنا دانست که در سال 97 دست به تولیداتی زد که فراتر از استاندارد تولیدات پیشین خود بود و توجهات بسیاری را جلب کرد.

اما موضوع بحث ما در اینجا ورود شهروندان به ساخت ویدئوهای خبری است. کسانی که تولیدات حرفه ای نمی کنند ولی عملا کارکرد همان ویدئوژورنالیسم حرفه ای را دارند و چه بخواهیم و چه نخواهیم به فور دیده می شوند و تاثیر می گذارند. می توان ادعا کرد که در دنیا رواج ویدئوژورنالیسم در بین شهروندان زاییده اعتراضات خیابانی است زیرا معمولا در کشورهایی که این اتفاق می افتد روایت مردم با روایت حاکمیت بشدت متفاوت است و رسانه های رسمی، خبرنگاران خود را یا به میانه ی ماجرا روانه نمی کنند یا اینکه برای همان روایت مورد نظر حاکمیت آنها را مامور می کنند. پس در این میان کسانی که در محیط سوژه خبری هستند و یک موبایل در دست دارند می شوند خبررسان دسته اول. از طرفی چون خبرنگار حرفه ای نیستند کسی روایت یا ادعای آنان را به این راحتی ها نمی پذیرد مگر اینکه سند حرفشان یک فایل تصویری باشد آن هم نه بدون صدا بلکه با توضیح حداقلی مکان و ذکر زمان تصویربرداری و روایت خود اتفاق. این یعنی اجبار شهروند به تولید یک ویدئوژورنال. مشخص است که این خروجی ها قابل مقایسه با تولیدات حرفه ای نیست و از استانداردهای آن فاصله دارد اما یک عنصر حیاتی دارد و آن دسته اول بودن و روایت بی واسطه است که همین موضوع باعث می شود حتی غول های رسانه ای دنیا نیز از این محتواها استفاده کنند. در ماجرای اعتراضات مردم برمه در سال 2007 این شهروند-ویدئوژورنالیست ها چنان موثر بودند و توجه ها را جلب کردند که سوژه «آندره اوسترگارد» فیلمساز دانمارکی شدند که اتفاقا نام فیلم او " ویدئوژورنالیست های برمه" بود.

 

سیل ایران و شهروندان ویدئوژورنالیست

 

سیلی در کشور اتفاق می افتد آن هم در تعطیلی روزنامه ها و بیشتر رسانه ها اما بی اغراق می توان ادعا کرد هیچ کمبودی در «مقدار» اطلاع رسانی رخ نمی دهد. هر که اراده کند خبری از منطقه ای بگیرد می تواند به تلگرام یا توئیتر مراجعه کند از خبرنگاران گرفته تا محلی ها در این فضا گزارش های شخصی و یا باواسطه می دهند اما مشخص است آنچه کم است گزارش موثق و دقیق است. به رسم همیشه رسانه ملی هم جزو آخرین رسانه هایی است که وارد میدان می شود و پوشش ویژه را آغاز می کند اما همچنان میدان دار اصلی فضای مجازی است، به ویژه پیامرسان تلگرام.

نکته تلخ ماجرا این جاست که در این ماجراها مردم نه تنها به خبررسانی رسانه ملی که به خبرهای خبرگزاری های رسمی نیز اکتفا و حتی اعتماد هم نمی کنند. یک باور عمومی در حال رشد است که در بلایا و مصائب ، درست ترین روایت ها را رسانه های  غیررسمی می گویند. این یکی از بلایای سانسور و ایجاد محدودیت در رسانه های رسمی است که آنها را چنان دست به عصا کرده که گاهی حرفه ای عمل کردن آنها مساوی با محافظه کاری و ترس از برخورد تلقی می شود. برای همین است که در این مواقع هم فالوور و ممبر کانال ها و پیج های غیررسمی بالاتر می رود و هم بازدید مطالب آنها. یعنی مخاطبانی که دنبال خبر دست اول می گردند سراغ خبرگزاری و روزنامه و تلویزیون نمی روند فقط موبایل خود را چک می کنند و از میان کانالاها و پیج ها هم غیررسمی ترین ها را به عنوان مرجع قبول دارند.

گاهی همین غیررسمی ها حتی قدرت بیشتری نسبت به بقیه از خود نشان می دهند. به عنوان نمونه در ماجرای عزل استاندار گلستان میداندار اصلی کانالها و پیج های غیررسمی و اکانت های توییتری غیرخبری بودند که چنان سیلی از انتقاد به راه انداختند که منتهی به ورود رسانه های حرفه ای به موضوع و در نهایت عزل استاندار شد. رسانه های رسمی معمولا در میانه ی بلا سراغ انتقادهای تند از مثلا نهادهای امدادرسان نمی روند و موضوعات را در تحریریه خود اولویت بندی می کنند اما در همین میانه ی بلوا، عکس گرفته شده توسط یک شهروند از ناهار مجلل رئیس هلال احمر توسط پیج ها و کانال ها دست به دست می شود. یعنی کنش گری در این موضوعات همه در ید شهروندخبرنگاران است بدون چشم انداز مشخص رسانه ای و تنها با روایت عریان هر اتفاق. این نوع مخابره اخبار البته در ماجرای زلزله هم وجود داشت و شاید عجیب و جدید نیست اما بارزترین مسئله در ماجرای سیل (که شاید به خاطر ویژگی خود سیل هم باشد) پررنگ شدن شهروند-ویدئوژورنالیست ها یا ویدئوژورنالیست های غیرحرفه ای است که چون روایتی ویدیویی دارند قابل باور و استناد هستند.

 

 خطر دست اول بودن

 

یکی از رفتارهایی که شبکه های اجتماعی در بین مردم ایجاد کرده است میل به داشتن محتوای دسته اول است. چیزی که پیش تر خصلت رسانه ها بوده و برای آن تلاش و هزینه ی زیادی کرده و می کنند. چند صباحی هم هست که توییتر این ویژگی را به سمتی برده که خبرنگاران حرفه ای هم جدای از عنوان رسانه، اکانتشان پیشتاز انتشار محتواهای دسته اول شده و برای خود برند شخصی ای مجزا از رسانه تعریف می کنند. از آن طرف اینستاگرام این میل را بشدت عمومی کرده و بیشتر آدم های درون این شبکه ی اجتماعی در تقلای دسته اول بودن نند  و در نهایت تلگرام هم پیام رسان هر دو این شبکه است.

 

حال تصور کنید چنین میل عمومی ای وجود داشته باشد و حادثه فوتوژنیکی چون سیل هم کشور را فرا بگیرد، مشخصا نتیجه آن می شود وضعیت فعلی اطلاع رسانی که همه ی حاضرین در محل حادثه، احساس می کنند باید نقش ثبت و ضبط کننده را داشته باشند. اگر یک آمار از تعداد ویدئوهای منتشر شده توسط شهروندان درباره سیل به دست آید گستردگی این موضوع پیداست هر چند تعداد بالای گوشی به دستان در تصاویر مخابره شده هم از این موضوع خبر می دهد طوری که هشدار سلفی نگرفتن با هیولای سیل تبدیل به یکی از وظایف جدید هلال احمر و ستاد مدیریت بحران می شود‌.

 

اما ماجرا بعد از حادثه به گونه دیگری است. فیلمهای زیادی منتشر می شود که هر یک می تواند مسیر امدادرسانی را منحرف کند زیرا نه از یک نگاه کلی که از نگاهی کاملا نقطه ای بحران را تعریف می کند. مثلا یک مثال ساده را مطرح می کنم: در روستایی در یکی از شهرهای نزدیک لرستان ، کمبود چادر وجود دارد، شهروندان یا امدادرسان هایی در قامت ویدئوژونالیست به آنجا می روند بی آن که نقطه و زمان را همزمان در کنار کمبود اعلام کنند با یک برداشت کلی خبر از کمبود چادر در لرستان می دهند. این مسئله را در کنار این بگذارید که این نوع ویدئوها بشدت بیشتر از اندازه اهمیت شان، دست به دست می شوند. یا یک اظهارنظر ثابت در همه این نوع ویدئوها این است که مسئولین کجا هستند؟ گویی که کار کردن مسئولین یعنی با چکمه در وسط بلا بودن! این منتهی می شود به اینکه همه مدیران جلوی دوربین بیایند تا بگویند هستیم. این نوع بلبشوی رسانه ای قطعا بلبشوی کاری نیز ایجاد خواهد کرد که کرده است و برای همین رضایت عمومی از امدادرسانی وجود ندارد حتی اگر امداد بخوبی برسد.

 قاعدتا ویدئوژونالیست حرفه ای نگاهی انتقادی به دو طرف ماجرا دارد و جلوی یک طرفه به قضا رفتن را می گیرد اما ویدیوژورنالیست غیرحرفه ای دنبال یک ویدئوی سیاه است که دست به دست شود و معمولا تلگرام تشنه ی این نوع محتواهاست. جالب اینکه حتی در خوزستان مدت ها شهروند-ویدئوژورنالیست ها چالش جدی با وزارت نفت و دولت بر سر روایت درست در آبگیری یا رهاکردن آب در نقاط مختلف مثل هورالعظیم داشتند و دولت مجبور شد برای همه آنها پاسخ علنی منتشر کند که این نشانه ی قدرت این کنشگران رسانه ای است که نه خبرنگارند و نه اینفلوئنسر و فقط یک موبایل دوربین دار دارند.

 

 این نیمه خالی لیوان است اما تمام لیوان نیست و اتفاقا به عنوان یک کنشگر فضای مجازی بیشتر جنبه های منفی ماجرا را گفتم تا اذعان کنم خود ما نیز منتقد این بلبشو هستیم اما نمی توان صورت مسئله را پاک کرد و این همه بستن و فیلتر و پیگیری هم نتوانسته کاری از پیش ببرد و همچنان میدان تاثیرپذیری اصلی افکار عمومی همین شبکه های اجتماعی و پیام رسان هاست. شبکه های اجتماعی ما دقیقا حال و هوای خیابان های ما را دارد، شلوغ و بی نظم و پر از شبک شخصی راندن و جلو بودن. اما بعید است بخاطر این هرج و مرج کسی حاضر شود خیابان ها و جاده ها را ببندد با اینکه هر ساعت چند نفر در آن می میرند. این فضا تنها با آموزش و تربیت و بعد نظارت بهبود پیدا می کند. سواد رسانه ای به ویژه در حوزه شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها فقط یک درس دانشگاهی نیست بلکه یک نیاز عمومی است و باید افراد حتی از مدرسه به آن مسلط شوند چون چه بخواهیم و چه نه تک تک افراد جامعه که موبایل دارند یک شهروندخبرنگار بالقوه هستند چه بهتر که اصول اولیه این کار را بدانند و یاد بگیرند تا جنبه های مثبت کارشان بیشتر از منفی آن شود. یعنی ما خودمان باید شهروندان را نسبت به یک ویدئوژورنال استاندارد آموزش دهیم از آن طرف تولیدکنندگان غیرحرفه ای هم مجبور می شوند برای مقبول شدن به استانداردها نزدیک شوند. که اگر نکنیم باید خبردار باشیم که سانحه های فوتوژنیک فقط به سیل و زلزله و هر نوع خشمی از طبیعت ختم نمی شود و آن سانحه ها بسیار مخرب تر از هر سیلی هستند.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات

کلید واژگان

تبلیغات













پربازدیدترین ها

آغاز رودررویی اصولگرایان با آملی لاریجانی؟



کدام نمایندگان بیانیه «تقدیر از عوامل گاندو» را امضا کرده اند؟



داستان‌سرایی از باند نیویورک در جاده چالوس/ماجرای استقرار "تأسیسات جاسوسی" در یکی از روستاهای کرج



زیباکلام: جلیلی اصلا نمی توانست با خارجی ها صحبت کند



هر کسی توبه می‌کرد و راضی به مصاحبه می‌شد، یا آزاد می‌‌شد یا در زندان باقی می‌­ماند و هر کسی توبه نمی‌کرد یا حاضر نبود توبه­‌اش را در مصاحبه اعلام کند، اعدام می‌‌شد



معنای ظریف تحریم ظریف



به دنبال طبقه بندی سطح حرفه ای روزنامه نگاران



اشتباه اصلاح‌طلبان در سال‌های ۹۲ و ۹۶



اشکال اصلاح‌طلبان این است که بلند بلند فکر می‌کنند



کرباسچی: مگر عارف عملکردی هم دارد که کسی بخواهد از او انتقاد کند؟




آخرین اخبار

حقوق مزدک میرزایی در ایران اینترنشنال؛ ماهانه ۹۳ میلیون تومان



زیباکلام: جلیلی اصلا نمی توانست با خارجی ها صحبت کند



شب نشینی «دورهمی» بدون محدودیت‌های صدا و سیما



نشستی برای رفع ابهامات در خانه سینما / باید مجمع عمومی را برگزار کنیم



تابش: جذب بازیکن، خرید از سوپرمارکت نیست/ یکی پیام داد که من را هم بگیرید!



داستان‌سرایی از باند نیویورک در جاده چالوس/ماجرای استقرار "تأسیسات جاسوسی" در یکی از روستاهای کرج



هزینه ۲۵۰ میلیون دلاری برای طراحی صندوق پژو ۲۰۶



ظریف: وظیفه داریم باری از دوش مردم برداریم/ صاحب اختیار مردم نیستیم



هر کسی توبه می‌کرد و راضی به مصاحبه می‌شد، یا آزاد می‌‌شد یا در زندان باقی می‌­ماند و هر کسی توبه نمی‌کرد یا حاضر نبود توبه­‌اش را در مصاحبه اعلام کند، اعدام می‌‌شد



آغاز رودررویی اصولگرایان با آملی لاریجانی؟



یکشنبه جلسه سرنوشت ساز فتحی و استراماچونی برگزار می شود



عرب: استعفای من پیش وزیر باز است/برانکو دو ماه قبل از رفتن ۸ میلیارد پول گرفت



گزارش روزنامه الاخبار لبنان از رفع توقیف نفتکش ایرانی



گاردین پیشنهاد توافقات تجاری موقت بولتون را به ضرر انگلیس دانست



مرعشی: عارف سقف پرش ما در انتخابات مجلس دهم بود



شهرداری تهران: ترافیک پایتخت پس از حذف زوج یا فرد کاهش ملموس داشت



تشکیل ۳۹۲ پرونده قمار با گردش مالی بیش از ۹۶ میلیارد تومان



آرامش بازار طلا به پشتوانه ثبات نرخ ارز



حفظ برجام ، وظیفه مشترک کرملین و الیزه



برگزیدگان هجدهمین جشن سالیانه انجمن منتقدان خانه تئاتر معرفی شدند






درباره ما

اصلاحات پرس رسانه ای است وابسته به جریان اصلاحات به ویژه جوانان اصلاح طلب که در راستای مطالبات اصلاح طلبانه مردم ایران به فعالیت رسانه ای مشغول است.

با ما در تماس باشید




ما را در شبـکه های اجتماعی دنبال کنید

Instagram Twitter Telegram rss

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2018 www.EslahaatPress.com, All rights reserved
Powered by www.dorweb.ir