سرویس‌های خبری

خبر

شناسه خبر :

۲۳۱۰۴

تاریخ انتشار :

۱۳۹۸/۰۸/۲۶ ۰۴:۴۵

افزایش قیمت انرژی؟/ عباس عبدی



افزایش قیمت بنزین و سهمیه‌بندی کردن آن به طور عادی با واکنش‌هایی مواجه و موجب نگرانی شد. آیا این تصمیم درست بود؟ اگر نه آیا می‌توان آن را اصلاح کرد؟ اولین و مهم‌ترین نکته این است که ادامه وضع قبلی و فروش بنزین لیتری هزار تومان نه ممکن بود نه مفید. نه به لحاظ اقتصادی و نه از منظر علمی. از آخرین باری که قیمت بنزین افزایش یافت تاکنون 4 سال می‌گذرد و در این فاصله قیمت ارز بیش از 3 برابر شده یعنی ارزش بنزین برای قاچاق 3 برابر بیشتر شده است. در داخل نیز حداقل 100 درصد تورم در این 4 سال داشته‌ایم یعنی قیمت بنزین به نرخ ثابت نصف شده است. از سوی دیگر حساسیت مردم نسبت به تورم افزایش یافته است، بنابراین ثابت ماندن قیمت بنزین و انرژی نوعی خودکشی آرام اقتصادی بود.

عباس عبدی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: افزایش قیمت بنزین و سهمیه‌بندی کردن آن به طور عادی با واکنش‌هایی مواجه و موجب نگرانی شد. آیا این تصمیم درست بود؟ اگر نه آیا می‌توان آن را اصلاح کرد؟ اولین و مهم‌ترین نکته این است که ادامه وضع قبلی و فروش بنزین لیتری هزار تومان نه ممکن بود نه مفید. نه به لحاظ اقتصادی و نه از منظر علمی. از آخرین باری که قیمت بنزین افزایش یافت تاکنون 4 سال می‌گذرد و در این فاصله قیمت ارز بیش از 3 برابر شده یعنی ارزش بنزین برای قاچاق 3 برابر بیشتر شده است. در داخل نیز حداقل 100 درصد تورم در این 4 سال داشته‌ایم یعنی قیمت بنزین به نرخ ثابت نصف شده است. از سوی دیگر حساسیت مردم نسبت به تورم افزایش یافته است، بنابراین ثابت ماندن قیمت بنزین و انرژی نوعی خودکشی آرام اقتصادی بود. ولی آیا این بدان معنی است که هر گونه افزایشی نیز مجاز است؟ در شرایطی که دولت در بدترین دوران بودجه‌ای خود است، تنش‌های خارجی شدت یافته و از همه بدتر شکاف سیاسی در سطح مدیریت کشور میان قوا و مولفه‌های قدرت در اوج است، چگونه می‌توان چنین تصمیمی را اتخاذ کرد؟ و اصولا دولتی که می‌خواهد این تصمیم را بگیرد، چگونه می‌تواند سخنرانی‌های یزد و کرمان را توجیه کند؟ و مهم‌تر از همه اینکه چنین تصمیماتی نیازمند مقدمه‌چینی در عرصه عمومی و ایجاد همدلی در جامعه است، چگونه انتظار داریم که مردم با چنین تصمیمی که فی‌البداهه و بدون هیچ مقدمه‌ای با آن مواجه می‌شوند، همراهی کنند؟ چگونه توقع داریم که مخالفان سیاسی درون ساخت قدرت که ابزارهای قوی تخریبی دارند، سکوت کنند و غائله ایجاد نکنند؟ شاید دولت پاسخ دهد که همه منابع حاصل از این افزایش به جیب 60 میلیون نفر برگشت داده خواهد شد لذا بر این اساس انتظار دارد که مردم با آن همراهی کنند. ولی از یک سو مشکل بی‌اعتمادی را چگونه باید حل کرد و از سوی دیگر تناقضات گفتاری قبلی مسوولان در همین زمینه‌ها را چگونه می‌توان هضم نمود؟ تناقضاتی که حل آنها غیرممکن است. سیاست اخیر گرچه منافع محدودی دارد ولی مشکل سوخت و انرژی را حل نمی‌کند زیرا با وجود قیمت‌گذاری و دو نرخی بودن به تنهایی برای شکست هر سیاستی در انرژی کافی است.

آن هم در جامعه‌ای که تورم شدید دارد و به زودی عدم تعادل میان قیمت رسمی و بازار آزاد شدیدتر می‌شود. تا آنجا که من می‌دانم، سیاست جدید مبتنی بر هیچ حمایت قوی کارشناسی نبوده است. پیشنهادی که برخی افراد از جمله بنده از آن حمایت می‌کردیم و در جلساتی که برای گرفتن نظرات‌مان بود، بیان می‌کردیم مبتنی بر چند هدف بود. هر طرحی در زمینه انرژی باید معطوف به این هدف باشد که یک بار برای همیشه مساله قیمت‌گذاری انرژی را حل کند. این جامعه بیش از نیم قرن و از رژیم گذشته تاکنون درگیر قیمت انرژی است و هرازگاهی دچار این بحران می‌شود. قیمت‌گذاری موجب عدم تعادل می‌شود و عدم تعادل کم‌کم تشدید می‌شود و بحران و ناکارآمدی و اتلاف منابع ایجاد می‌کند.

همچنین مردم به دلایل روشن و منطقی زیر بار افزایش قیمت نمی‌روند زیرا نه تنها اعتماد کافی به دست‌اندرکاران ندارند بلکه باید هزینه افزایش قیمت انرژی را نیز بپردازند بدون آنکه از منافع آن نصیب چندانی ببرند. طرح پیشنهادی بنده و برخی دیگر این بود که با توجه به وجود زیرساخت‌های اینترنتی می‌توان برای هر خانوار سبد انرژی تعریف کرد و این ایده را از بنزین آغاز کرده سپس اقلام دیگر مثل گازوییل، گاز و برق را به مرور به آن اضافه کرد. براساس این سبد انرژی دولت حق افزایش درآمد از فروش آنها را ندارد مگر در حد هزینه‌های تولید و سهم هر خانوار یا فرد را از هرکدام از این انرژی‌ها و ابتدا از بنزین را به خانوار تحویل می‌دهد، این تحویل به همان قیمت لیتری هزار تومان است. هر خانوار مالک این سبد است و هر کاری که خواست با آن انجام می‌دهد. آن را در بازار انرژی می‌فروشد یا خودش مصرف می‌کند. برای نمونه اگر به هر فرد 25 لیتر بنزین در ماه تعلق گیرد، روزانه حدود 70 میلیون لیتر بنزین سهم این سبد می‌شود. دولت به جای آنکه بنزین را به مصرف‌کننده و قاچاقچی‌ها بفروشد به خود مردم می‌فروشد. با همان قیمت قبلی. گفته می‌شود که مابه‌التفاوت قیمت انرژی حدود 900 هزار میلیارد تومان است. یعنی بیش از دو برابر بودجه دولت. بنزینی که از این طریق فروخته می‌شود، قیمت ثابتی ندارد. برحسب سیاست‌های صادرات و واردات دولت، قیمت ارز و سیاست مصرف انرژی این قیمت تعیین می‌شود. دریافتی مردم مستقیما به قیمت انرژی وصل می‌شود. یک خانواده 4 نفری که 100 لیتر بنزین در ماه دارد به راحتی آن را در بازار متشکل انرژی می‌فروشد و پول خود را می‌گیرد. اگر فردا دلار گران شد، این دریافتی او نیز بیشتر خواهد شد. اگر این سیاست برای همه حامل‌های انرژی اجرایی شود، درآمد دولت به طور قطع از اینکه هست بیشتر می‌شود. قیمت‌گذاری از حوزه دردسرهای دولت حذف می‌شود. درآمد مردم نیز بهبود پیدا می‌کند البته به نفع طبقاتی که مصرف کمتری دارند. مصرف انرژی نیز به سوی بهینه شدن حرکت خواهد کرد. طبعا مردم هم معترض نخواهند شد زیرا به نفع آنان است. اگر دولت این ایده را قبول ندارد، بد نیست که نقدی بر آن ارایه کند. جالب اینکه حتی همین ایده را باید در شرایط پایدار اقتصادی انجام داد نه اینکه در بدترین زمان ممکن. به نظر بنده هنوز دیر نشده و این سیاست را می‌توان اجرا کرد و یک بار برای همیشه از شر سیاست قیمت‌گذاری در انرژی خلاص شد. ضمن اینکه اهمیت نتایج مثبت امنیتی این طرح کمتر از دستاوردهای سیاسی آن نیست.

تبلیغات











پربازدیدترین ها

نامه کارشناسان اقتصادی به روحانی: اسامی کارشناسان موافق و اسناد کارشناسی شوک بنزینی دولت را منتشر کنید



تشکیل یک «کمیته حقیقت‌یاب ملی» برای رسیدگی به وقایع اخیر ضروری است



اگر روحانی شخصا تصمیم به مذاکره با ترامپ بگیرد قربانی می‌شود



چرا جدایی کالدرون به نفع پرسپولیس نیست؟



مواضع ضدونقیض صداوسیما در قبال دعوت از اصلاح‌طلبان



زخمی که خنده‌های آقای روحانی به دل مردم زد یک زخم کاری است



خطای عبور از اصلاح‌طلبی/ محمد قوچانی



شدت ویروس آنفولانزا امسال نسبت به سال گذشته بیشتر است/ اتمام موج بیماری قابل پیش‌بینی نیست



مجلس باید ملی باشد نه انقلابی/ «سرا» یعنی گریه کردن بر قبر بی جنازه



فرشاد مومنی: تصمیمات اقتصادی قبل از اجرا در 4 دانشکده اقتصادی تهران ارزیابی شود




آخرین اخبار

مجلس باید ملی باشد نه انقلابی/ «سرا» یعنی گریه کردن بر قبر بی جنازه



طیبه سیاوشی: بودجه سالانه حوزه فرهنگ تنها یک درصد بودجه کشور است/ بودجه فرهنگی در بودجه 99، کاهش 10 درصدی داشته است



مردم نشان دادند به ماهیت پول پاشی پی برده‌اند/ نباید از ترکیب سنی معترضان عبور سهل‌انگارنه کرد



ادعای عجیب جونیور برزیلی بعد جدایی از پرسپولیس



شکوری‌راد: فعلا فرصت ثبت‌نام در انتخابات را از دست ندهید



بزرگترین خسارت تاریخ فوتبال ایران



مواضع ضدونقیض صداوسیما در قبال دعوت از اصلاح‌طلبان



عیارسنج جدید فایل‌های مسکن



هادی غفاری: شورای نگهبان فضا را باز کند، اصلاح‌طلبان که مزدور نیستند



ثبت نام آقای داماد در انتخابات مجلس



مهناز افشار به تبلیغ علیه نظام متهم شد



تا اصلاحات اساسی شکل نگیرد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد



انتخابات مساله اول جامعه دانشگاهی نیست/ نظام مردم‌سالار راهی جز صندوق‌های رای ندارد



پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه شمخانی درباره حوادث اخیر



قرارداد ویلموتس با تیم ملی فوتبال ایران فسخ شد



هاشم زاده هریسی: باید صدای مردم را بشنویم/باید ببینیم صدای چه کسانی را خاموش کردیم؟



میرمحمدصادقی: تعیین محل برای تجمعات اقدامی درست است؛ به شرط ممنوع نکردن بقیه‌ محل‌ها



فرشاد مومنی: تصمیمات اقتصادی قبل از اجرا در 4 دانشکده اقتصادی تهران ارزیابی شود



مرگ زوج جوان بر اثر گازگرفتگی



علی کریمی از ایران رفت






درباره ما

اصلاحات پرس رسانه ای است وابسته به جریان اصلاحات به ویژه جوانان اصلاح طلب که در راستای مطالبات اصلاح طلبانه مردم ایران به فعالیت رسانه ای مشغول است.

با ما در تماس باشید




ما را در شبـکه های اجتماعی دنبال کنید

Instagram Twitter Telegram rss

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2018 www.EslahaatPress.com, All rights reserved