سرویس‌های خبری

خبر

شناسه خبر :

۳۴۰۳۶

تاریخ انتشار :

۱۳۹۹/۰۶/۱۸ ۲۳:۴۸

درباره جایگزینی فعالیت مجازی با فعالیت حزبی

شبکه‌ی اجتماع اندام های بی بدن/علی حسنلو




یادداشتی در ماهنامه مدیریت ارتباطات به قلم علی حسنلو:

  تا به حال به این فکر کرده اید که اگر هر یک از اندام شما از بدنتان جدا شوند، ادامه حیات آنها چگونه خواهد بود؟ یعنی اینکه هر کدام مشغول به عملکرد ذاتی خود شوند بی اطلاع از نتیجه جمعی. پاها به راه رفتن دائم مشغول باشند، مغز به فکر کردن مدام و قلب هم به تپیدن. اما نه پا بداند که به کجا می رود، نه مغز بداند این تولید فکر و ایده او چه حاصلی دارد و نه قلب بداند در حال پمپاژ خون برای کجاست! چند دقیقه ای تن به این فضای سورئالیستی بدهید.
هلن مارگتس استاد دانشگاه آکسفورد به همراه پیتر جان، اسکات هیل و طاها یاسری در کتابی به نام «آشفتگی سیاسی؛ شبکه های اجتماعی مجازی چگونه به کنش جمعی شکل می دهند؟» به خوبی درباره تغییر شیوه عمل سیاسی بعد از گسترش شبکه های اجتماعی پرداخته اند. در بخشی از این کتاب مبحثی با عنوان «مرگ عضویت و تولد فرد» پیش کشیده شده و در آن می گویند که احزاب و سازمان های سیاسی و حتی اجتماعی، دیگر کارکرد سنتی خود برای عضوگیری و کنش گری سیاسی را از دست داده اند چون شبکه های اجتماعی نیاز فعالین را تامین می کنند و هر فرد می تواند با کمترین هزینه و وقت، بیشترین بازخورد را بگیرد آن هم بدون اینکه درگیر اقتضائات  و پرنسیب های کار حزبی شود. 
با این دو مقدمه می خواهم این بحث را به میان بیاورم که شبکه های اجتماعی، اجتماعی عظیم از اندام های بی بدن هستند با این تفاوت که هر یک از اندام، دهانی هم دارد. یعنی شبکه های اجتماعی هر چند عنوان اجتماعی را بر پیشانی خود دارند اما به شدت بسط دهنده ی فردیت اند برای همین به سرعت در حال جایگزین شدن با نیازهای سابق آدم ها هستند. این شبکه ها از هر قشری و فرهنگی، یک عده را به خود جذب کرده و تناسب و توازنی بین محتواهای آن وجود ندارد در آن با سیلی از مطالب متفاوت و  بعضا بی ارزش و عجیب مواجه می شوی که گوینده آن، حتی املای کلمات خود را نمی داند و به فاصله چند میلیمتر پایین تر از همین بیهوده نگاری، یک متن عمیقا کاربردی جلوی چشم شما می آید که باعث تغییری در زندگیتان می شود. در این اجتماع مجازی یکی دنبال جلب فالوور است، یکی جلب توجه، دیگری در حال گزارش کار، آن یکی در حال تبلیغ کالای خود، و در همین همهمه رییس جمهور در حال اعلام موضعش به دنیا و یا مشاورش در حال توئیت هوایی زدن برای تکمیل جنگ های پشت پرده. هر عضو این پیکره عظیم درگیر دنیای خود است و آن چنان به شمای بیرونی این کل، توجهی ندارد. مهمتر اینکه این نمایشگاه 24 ساعته ی فردیت، بسیار عریان تر از جامعه است و ناشنیده ها به آسانی شنیده می شوند.
مشخص است فضایی که در آن تا این حد دسترسی به افراد مختلف آسان شده یک امکان ویژه برای فعالیت سیاسی است کمااینکه مدتهاست در ایران هم این رویه حاکم شده. البته مشکل بزرگی در این میان است که سابقون سیاسی و روشنفکران هنوز نگاه خود را به این فضا تغییر نداده اند و تصور می کنند شبکه اجتماعی تنها یک ابزار است. با همین دید احزاب ایرانی با ادامه فضای سنتی، رویه سابق خود را پیش می برند و در نهایت خروجی اطلاع رسانی کار خود را در این شبکه توزیع می کنند. تاثیر این سیاست ورزی سنتی اما دیگر به پایان خود نزدیک شده آن هم نه فقط در ایران. 
از طرفی اگر کمی به شبکه های اجتماعی نگاه کنید می بینید که افراد بسیاری که در احزاب خود بشدت مغضوب بوده اند حالا در مرکز توجه افکار عمومی هستند و یا کسانی که عضوهای ناسازگار ، تک رو و همیشه اخراجی احزاب بودند حالا می توانند در قامت یک فعال سرشناس سیاسی اظهار نظر کنند و اتفاقا موثر هم باشند. در حالی که پیش تر این افراد، پاشنه آشیل احزاب و سمن های ایرانی بودند که آن را به انشعاب یا بحران می کشاندند. حالا دیگر آلترناتیوی وجود دارد که فرد، نیازی نمی بیند اگر از حزب و سمن متبوعش جدا شد سراغ دیگری برود و یا خود موسس سازمان سیاسی اجتماعی جدیدی شود. به راحتی در همین شبکه های اجتماعی می تواند آن چه که بخاطرش به حزب می رفته را پی بگیرد. از طرفی برخی اینفلوئنسرهای سیاسی مجازی حتی یک روز هم فعالیت حزبی نکرده اند و بین فعالین باسابقه غریبه اند، اما در عرصه عمومی بسیار پرمخاطبند. یا شما روزنامه نگارانی را می بینید که مثلا در توئیتر مرجع پرمخاطبی هستند اما کم فروغ ترین دوران آنها زمانی بوده که در روزنامه ها مشغول به فعالیت بوده اند. همین رویه در مورد کارشناسان حوزه های مختلف وجود دارد و لزوما هر پرمخاطبی، کارشناس ترین فرد حوزه خود نیست. یعنی در غیبت بزرگان و فعالین سیاسی، مسیر سیاست ورزی در شبکه های اجتماعی در حال جلو رفتن است.
 مشخص است که این تعداد اندام بی بدن در شمای کلی یک نوع آشفتگی را عرضه می کنند اما حزب ها یا سمن ها کجای این جامعه مجازی هستند یا باید باشند؟ پاسخ دادن به این سوال یک پیش فرض نیاز دارد که به آن اشاره شد: شبکه اجتماعی تنها یک ابزار توزیعی نیست بلکه یک جامعه مجازی ست که می تواند جامعه مدنی مجازی شود. به عنوان نمونه بزنگاه هایی وجود دارد که ناگهان تمام این اندام ها در خدمت یک بدن و یک هدف واحد قرار می گیرند که اگر سازمان های سیاسی و سمن ها به آنها هوشمندانه نگاه کنند می توانند جای درست خود را در این جامعه مجازی پیدا کنند. چالش ها و کمپین ها یکی از همین بزنگاه ها هستند که در عین ایجاد فضایی برای فردیت، شرایطی برای اجتماعی بودن ایجاد می کنند. نمونه اخیر این اتفاق، موجی است که به واسطه خبر اعدام سه جوان دستگیرشده در اعتراضات آبان به راه افتاد، طوری که طی چند روز شبکه های اجتماعی کمترین روزمره نویسی را به خود دید و محتوای اینستاگرام فارسی به توئیتر فارسی نزدیک بود. عجیب تر اینکه اولین توئیت کننده هشتک این کمپین (#اعدام_نکنید) یک اکانت ناشناس بوده و نه یک لیدر یا فعال سیاسی شناخته شده. 
اگر این سوال را از خود بپرسیم که «در دنیای بدون شبکه های اجتماعی این نوع اعتراض چه ظهور و بروزی می داشت؟» می توانیم به پاسخ های راهگشایی برسیم آن هم در زمانی که از زبان همه تصمیم گیران عنوان «اعتراض مسالمت آمیز» را بسیار شنیده ایم، اینکه حق مردم است و ... اما در عین حال هیچ مصداق مشخصی برای این «اعتراض مسالمت آمیز» بیان نشده است. حالا شبکه های اجتماعی در حال ساختن آلترناتیو برای این موضوعند؛ به ویژه در فضای سیاسی توئیتر این رویه به شدت جاری است. به عنوان نمونه در ماجرای انتصاب مهرداد بذرپاش، توئیتر فارسی تبدیل به صحن علنی مجلس و یا حتی دادگاه شد که همه در جریان سوال و دفاع قرار داشتند. طوری که نمایندگان حامی برای اقناع مخاطبان مجبور بودند مدرک منتشر کنند و باز دوباره کاربران آنها را واکاوی کرده و ایرادی به آن وارد کنند. این مصداق بارز عمل سیاسی است و می توان گفت پیش از این وظیفه احزاب و رسانه ها بود. موج اعتراضی در مخالفت با وقف بخشی از دماوند هم نمونه فعالیت اجتماعی در همان راستاست.  البته موج های توئیتری بسیاری هم از طرف فعالین مجازی اصولگرا که در این سال ها فعالیت گسترده تری پید ا کرده اند نیز به راه افتاده  و فضای مجازی مثل سابق یک طرفه نیست. اضافه کنید به این لیست فعالین علمی، مذهبی، ورزشی، هنری و ... که کنش های آنها، جایگزین وظایف انجمن های تخصصی شده است.
 در شبکه های اجتماعی سرعت اتفاقات چنان بالاست که احزاب حتی فرصت نمی کنند به آن ورود تشکلی کنند. البته این ناشی از همان نگاه ابزارگونه به شبکه های اجتماعی ست که باعث می شود احزاب از قافله عقب بمانند زیرا مهارت اصلی مورد نیاز در اینجا سیاست ورزی نیست بلکه علم ارتباطات است. برای همین است که ما نیاز به یک پارادایم شیفت در سیاست گذاری و سیاست ورزی مجازی برای فعالیت حزبی و اجتماعی داریم و باید تشکل ها برای عمق بخشی به کنش های مجازی به این مهارت ها مجهز شوند که اگر هم نشوند خود شبکه های اجتماعی مسیر خود را درست یا غلط طی می کنند. یعنی اندام ها کار خود را خواهند کرد این  وظیفه مغز است که دنبال بزنگاه هایی برای اتصال کارکرد جمعی اندام باشد. هر چند از طرفی نباید فراموش کرد که بدن شدن این اندام های قدرت گرفته بسیار دشوار و گاها نشدنی است.
این کشمکش هایِ پذیرشِ فعالیت های مجازی، مختص ایران نیست و در بسیاری کشورهای کمتر توسعه یافته تا توسعه یافته تمرکز روی شبکه های اجتماعی چنان زیاد شده که برخی احزاب و اپوزیسیون ها در حال انتقال بار اصلی فعالیت خود به شبکه های اجتماعی هستند. مشخص است که این قدرتمند شدن باعث نگرانی هسته های مرکزی قدرت نیز می شود و از انتخابات آمریکا گرفته که تاثیر شبکه های اجتماعی موضوع همیشگی آن شده تا کشوری مثل ترکیه، هر کدام دنبال یک راه حل برای مواجهه اند. در کشور خود ما هم مدت هاست که فضای مجازی سوژه گفتگوهای سیاستگذاران است و طبق رویه همیشگی، پاک کردن صورت مسئله، بهترین راهِ حل مسئله تصور شده و فیلترکردن یک برنامه ثابت در مواجهه با شبکه های اجتماعی ست. غافل از اینکه حذف شبکه های اجتماعی شدنی نیست و دولت ها با بستن، تنها در حال فریب خود هستند. 
خلاصه اینکه بودن در شبکه اجتماعی یک فرهنگ عمومی و حتی نیاز شده که منتظر یک یا دو اپلیکیشن نمی ماند و اگر آنها هم نباشند، شهروندان مجازی بالاخره در جایی دیگر همدیگر را پیدا می کنند، برای همین بستن، واکنشی پسین در برابر کنش هایی ست که متوقف نمی شوند بلکه تغییر صحنه می دهند و هر نوع سیاست ورزی و عمل سیاسی(چه به عنوان دولت و چه به عنوان یک فعال سیاسی) در این فضا نیاز به عمیق شدن و درک فرهنگ آن دارد.

تبلیغات













پربازدیدترین ها

اصلاح‌طلبان تجربه سال ۹۲ را تکرار خواهند کرد؟



الزام یا التزام؛ مساله همچنان «حجاب» است



خباز: اصولگرایان با مشارکت حداکثری رای ندارند



غیرقابل پیش بینی ترین انتخابات: ایالت های سرنوشت ساز در انتخابات آمریکا کدامند؟



طرح اولیه مجلس قطعا در جهت کاهش مشارکت مردم خواهد بود



سردار سلامی: آمریکایی‌ها بدانند هر کسی را که در ماجرای ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی نقش داشته است، می‌زنیم



رهبر انقلاب اسلامی: دفاع مقدس یکی از عقلانی‌ترین حرکات ملت ایران بود



چرا تعاون در اقتصاد ایران همچنان حاشیه‌نشین است؟



سریال «آقازاده» بدآموزی دارد/ چه ضرورتی دارد یک داستان اطلاعاتی را به خانواده بکشیم؟!



فریدون‌ مجلسی: اسرائیل می‌خواهد خود را تا پشت خاک ایران برساند




آخرین اخبار

سرمربی الاهلی عربستان: با بازیکنان جوان مقابل استقلال بازی می‌کنیم



رییس دانشگاه علوم پزشکی قزوین منصوب شد



کاهش ۸.۶ درصدی نرخ بیکاری در استان تهران



جزئیات درگیری ماموران مبارزه با مواد مخدر «فهرج» با قاچاقچیان مسلح



استقلالی‌ها شارژ مالی شدند



وزیر ورزش: در سایه ۸ سال دفاع مقدس، عزت و عظمت برای کشور به ارمغان آمده است



توضیحات هاشمی درخصوص نامه محرمانه‌اش در مورد خیابان شجریان



سینمای آقا رسول درک نشد



برترین‌های هفته پنجم لیگ قهرمانان آسیا؛ حضور غیر منتظره ۲ بازیکن ایرانی



طباطبایی: استقلال در لیگ قهرمانان تمرکز لازم را ندارد



دفاع مقدس چهره دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را افشا کرد



مادران باردار برای تزریق واکسن آنفلوآنزا به مراکز جامع سلامت مراجعه کنند



تعداد جان باختگان کرونا در کشور به ۲۴ هزار و ۶۵۶ نفر رسید



طرز تهیه مینی پیتزا مخصوص میهمانی



جهش ژنتیکی کرونا / افزایش ابتلاهای خانوادگی



کاهش چشمگیر بینندگان تلویزیونی جوایز اِمی



خسرو آواز ایران کیست؟



۳ درصد از افراد زیر ۶۵ سال دچار اختلال حافظه می‌شوند



وزیر بهداشت: شعله های جدید آتش کرونا در کشور برافروخته شده است



نامجومطلق: محکوم به برد مقابل الاهلی هستیم






درباره ما

اصلاحات پرس رسانه ای است وابسته به جریان اصلاحات به ویژه جوانان اصلاح طلب که در راستای مطالبات اصلاح طلبانه مردم ایران به فعالیت رسانه ای مشغول است.

با ما در تماس باشید




ما را در شبـکه های اجتماعی دنبال کنید

Instagram Twitter Telegram rss

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2018 www.EslahaatPress.com, All rights reserved