اصلاحات پرس
Telegram Instagram Twitter Tags Rss
61709
1400/03/20 12:21

علی ورامینی

هابز این واکسیناسیون را پیش‌بینی کرده بود


وایتهد دربارۀ افلاطون می‌گوید که فلسفه بعد از او تماماً حاشیه‌ای است بر آنچه گفته‌ است. به نظر می‌رسد که تا این جای جهان که آمده‌ایم، نسبت هابز و فلسفه سیاسی هم همین باشد. نه‌فقط با عنایت به «لویاتان» یا «بهیموت»، که حتی درباره نقطه عزیمت او در ساختِ چارچوب فلسفی‌اش یا همان نگاه نه‌چندان خوش‌بینانه‌اش به ذات انسان. جمله معروف هابز «انسان گرگ انسان است»، دال مرکزی چارچوب فکری اوست. تمام نظریاتش دربارۀ فلسفه، سیاست، انسان‌شناسی و بعدتر، سیاست بین‌الملل نشئت‌گرفته از همین یک جمله است. آزمایشگاه و محل سنجۀ سخن او هم بزنگاه‌هایی است که منافع انسان‌ها با یکدیگر دچار تعارض می‌شود و به دلیل شکلِ جهانی که در آن زیست می‌کنیم این وضعیت مداوم است و هابز از آن به نام «وضعیت طبیعی» یاد می‌کند.
هابز یکی از مطرح‌ترین فیلسوفان کلاسیکی است که دربارۀ «وضعیت طبیعی» صحبت می‌کند. خلاف لاک، او نسبت به وضعیت طبیعی، وضعیتی که جامعه انسانی بدون مداخله باشد، خوش‌بین نیست و سیطره خشونت به میانجی قدرت را هسته اصلی وضعیت طبیعی می‌داند. نظر هابز به‌خصوص در تبیین روابط بین‌الملل تا بعد از جنگ جهانی دوم نظر مسلط بود. پس‌ازآن و شکل‌گیری سازمان ملل رفته‌رفته می‌رفت که سیطره تبیین هابزی از جهان کم‌رنگ‌تر شود. فروپاشی شوروی نظریه‌های رئالیستی را که برخاسته از اندیشه هابز بودند، از سلطه انداخت و بدیل‌های دیگری برای تبیین روابط بین‌الملل به وجود آمد.
آمریکا در نظم جدید قدرت بلامنازع بود و به همراه هم‌پیمانانش جهان نوین تک‌قطبی‌ای معماری کردند. در همۀ این سال‌ها بحرانی در ابعاد جهانی وجود نداشت، مگر بحرانی مانند 11 سپتامبر و لشکرکشی‌های بعدازآن که خلاف دوران گذشته، میدان جنگ از کشورهای پیشرفته یا همان غرب به جهان سوم آورده می‌شد.
اتفاقات پسا فروپاشی شوروی و نبود بحرانی جهانی این فرصت را به بدیل‌های اندیشه هابز داد تا هم در نظر و هم در میدان عمل سلطه پیدا کنند. کشورهایی مانند آمریکا، استرالیا و کانادا که با حذف و قتل‌عام بومیان تشکیل شده بودند، سعی می‌کردند از تاریخ خود تبری جویند و به‌عنوان مدافعان حقوق بشر و آزادی نوعی جدید از استیلا را عملیاتی کنند و البته پشتوانۀ نظری لیبرالیستی هم داشته باشند.
ابر بحران کرونا بزنگاه بود، همان آزمایشگاهی که پیش‌تر گفته شد. این بزنگاه نشان داد که کماکان آن فیلسوفی که وضعیت اکنون ما را تبیین می‌کند هابز است. کانادا چند برابر مردمانش واکسن تهیه کرده است و از سهمیه کواکس هم طلب می‌کند، چند ایالت آمریکا اعلام کردند واکسن‌هایشان را ناچارند از بین ببرند، چراکه کسی نیامده برای تزریق و فاسد شده. هنگ‌کنگ هم اخیراً گفت اگر همین روند پیش رود دو میلیون دز واکسنش فاسد خواهد شد.
سازمان بهداشت جهانی هم عاجز است و فقط به دادن آمار وحشتناک تفاوت تعداد واکسن زدن کشورهای فقیر و کشورهای ثروتمند اکتفا می‌کند. دقیقاً همان چیزی که هابز پیش‌بینی می‌کرد. هیچ فضیلتی و هیچ خوش‌ذاتی‌ای تأثیرگذار نیست، کشورهای قدرتمند به حرف متخصصان گوش نمی‌کنند که واکسیناسیون نوجوان‌ها را به تعویق بیندازد و سهم آنان را برای تزریق سالمندان به کشورهای فقیر بدهد. بیل گیتس، اسطورۀ کارآفرینی نظم سرمایه‌داری که سال‌هاست ژست کارهای انسان‌دوستانِ می‌گیرد، قاطعانه و صراحتاً از ندادن دستور ساخت واکسن به کشورهای فقیر دفاع می‌کند و اولویتش چرخیدن چرخ‌های سرمایه است نه هزاران انسانی که روزانه کشته می‌شوند.
در داخل کشورمان اوضاع بیشتر هابزی است. دزدیدن واکسن‌های کارگران پاکبان شهرداری توسط مدیران در شهرهای مختلف از یک‌سو و دولت‌مردانی که حداقل برای حفظ ظاهر هم دیگر در جلوی دوربین ماسک نمی‌زنند از سوی دیگر. بدتر از همه تلاش بخش دولتی و بخش مثلاً خصوصی برای واردات واکسن برای طبقه‌ای است که توان پرداخت هزینۀ هنگفتش را داشته باشد. اقدامی که دیگر برای نولیبرال‌ترین کشورها هم خط قرمز است. درواقع طبق پیش‌بینی هابز در بزنگاه پاندمی کرونا آنان که قوی‌ترند می‌مانند و آنان که ضعیف‌ترند؛ مگر شانس یارشان باشند!


منبع خبر : اعتماد
نظرات

نظر شما

پربازدیدترین‌ها :
آخرین اخبار :

درباره ما

اصلاحات پرس (اصلاحات نو) رسانه‌ای است وابسته به جریان اصلاحات به ویژه جوانان اصلاح طلب که در راستای مطالبات اصلاح طلبانه مردم ایران به فعالیت رسانه‌ای مشغول است.

با ما در تماس باشید

info[@]eslahaatpress.com
Telegram Instagram Twitter Tags Rss
Copyright © 2020 eslahaatpress.com‎, All rights reserved.