اصلاحات پرس
Telegram Instagram Twitter Tags Rss
64469
1400/04/01 21:55

حسین نورانی نژاد

تلاش سیاسی و اخلاقی برای دموکراسی


حسین نورانی نژاد در پاسخ استاد گرانقدر، جناب عمادالدین باقی در یادداشتی نوشت: عزیز بسیار گرانقدر، جناب آقای باقی در یادداشتی با عنوان شکست اخلاق دموکراتیک، با رویکرد ستودنی و همیشگی‌شان به اخلاق و حقوق بشر نکاتی را مطرح کردند که چون شبیه به آن در ایام انتخابات از جانب دیگرانی مطرح شد اما مصالح شرایط انتخاباتی مانع از پاسخ و شفاف‌سازی می‌شد، با توجه به احترام فراوانی که برای ایشان قائلم، نکاتی را خدمت ایشان و خوانندگان روزنامه سازندگی عرض می‌کنم.

حرف آخر را اول بگویم، بحث مخالفان معرفی کاندیدا، ترس از شکست نبود. این ساده‌انگاری یا پر توقعی که تنها در رقابتی حاضر می‌شویم که در آن برنده باشیم هم نبود. نشان به آن نشان که پیش از رد صلاحیت‌ها، حمایت از برخی کاندیداهایی در بین این طیف به تایید رسیده بود که احتمال شکستشان کم نبود. با این حال اگر ایشان تایید می‌شدند، جبهه اصلاحات و جریان‌هایی چون حزب اتحاد ملت از آنها حمایت می‌کردند.

پس مساله چه بود؟ مساله این بود که شورای نگهبان با رویکردی سختگیرانه‌تر از پیش و به شکلی تحقیرآمیز، نه‌تنها همه کاندیداهای حداقلی اصلاح‌طلبان را رد کرده بود، بلکه با تایید دو نفری که پیشتر در مخیله هیچ اصلاح‌طلبی نمی‌گنجید، قصد تخریب اصلاحات و نازل کردن سطح برند آن در عرصه سیاست و افکار عمومی را داشت، همان چیزی که در بیانیه اخیر آقای حقانیان هم می‌توان به روشنی فهمید.

وقتی شورای نگهبان به مانند رقیبی که از همه ابزارهای خود برای تخریب اصلاحات استفاده می‌کند، این جبهه را در مقابل گزینه‌هایی قرار می‌دهد که به هیچ شکلی تصور حمایت از آنها وجود نداشت و به وضوح می خواهد هم حضور تزیین‌بخش اصلاح‌طلبان را داشته باشد و هم آنها را به طرز تحقیرآمیزی و فقط برای شکست به میدان بیاورد،‌ تردید در چنین حضوری نامش ترس از شکست نیست، بلکه عزت و عقلانیت است، آینده‌نگری است تا برای آتیه شاخص‌های یک انتخابات معنادار شانس بیشتری داشته باشد و در واقع کنشی اخلاقی برای ارتقاء دموکراسی است و نه شکست اخلاق دموکراتیک. مگر این انتخابات واجد حداقلی از معنا بوده که محرومیت از داشتن کاندیدای حداقلی و نه تحریم را بتوان شکست اخلاقی برای محرومان نامید؟ جبهه‌ای باسابقه و اصیل از کم‌ترین حق خود محروم شده و باز نجیبانه به سراغ ابزارهای سیاسی معمولی همچون تحریم نرفته است. در این شرایط نسبت بی‌اخلاقی دادن به این جبهه محروم از کاندیدا به نظر منطقی نمی‌رسد.

شاید بفرمایند مگر در گذشته چنین شرایطی نبوده است؟ بله، نبوده است. هرچند در گذشته هم انتخابات آزاد کم‌تر داشته‌ایم اما از اسفند ۹۸ و انتخابات مجلس یازدهم به این سو به نظر می‌رسد که شورای نگهبان قید انتخابات رقابتی و مشارکت حداکثری را زده و به گزینه تضمین حداکثری نتیجه انتخابات رسیده است و این وظیفه سیاسی و اخلاقی دموکراسی‌خواهان است که با ایستادگی بر سر خط قرمزی روشن، حداقلی از معنا را به انتخابات برگردانند، نه این که با حضور در هر نمایشی از انتخابات، این سطح نازل از دموکراسی را تثبیت و تسهیل کنند. کار نیروی سیاسی که فقط تطبیق با هر شرایط نیست.

از قضا معتقدم مشارکتِ بخشی از اصلاح‌طلبان در این انتخابات، خلاف دموکراسی‌خواهی آنها و مشارکت ناخواسته در تصمیمی شد که شورای نگهبان برای از معنا انداختن انتخابات گرفته بود. این حرف اصلا نگاه آرمانی و ناب‌گرایانه ندارد. مگر کاندیداهای مد نظر جبهه اصلاحات ایران، به جز مصطفا تاج‌زاده،‌کدام‌شان کاندیدای یک نگاه رادیکال و ناب‌گرا از اصلاحات بودند؟ اصلاح‌طلبان سعی کردند فضای ذهنی و روانی حاکمیت را در نظر بگیرند و در چارچوب مقدورات آنها به پیش روند. با این همه همراهی، نسبت ترس از شکست دادن به اصلاح‌طلبان به گمانم نسبت روایی نیست که استاد گرانقدرم،‌ جناب آقای باقی فرمودند.

حداکثر همکاری و کوتاه آمدنی که اصلاح‌طلبان می‌توانستند انجام دهند این بود که در ارتباط با بدنه اجتماعی خود و مردم بررسی کنند که آیا آنها حاضرند به چنین سطح نازلی از انتخابات تن دهند؟ ابزار این کار هم نظرسنجی بود که نشان می‌داد بدنه تغییرخواه و مسالمت‌جوی جامعه به این نتیجه نرسیده که آقایان همتی و مهرعلیزاده می‌توانند خواست آنها را به طور حداقلی نمایندگی کنند.

در واقع همه راه‌ها برای مشارکت حداکثری در انتخابات طی شد. ولی آن که شکست اخلاقی و سیاسی خورد، شورای نگهبان بود و ای‌کاش همه اصلاح‌طلبان از تصمیم اولیه جبهه اصلاحات ایران تبعیت می‌کردند و شریک چنین نمایشی نمی‌شدند. این گونه برای آینده شانس بیشتری برای ارتقاء شاخص‌های انتخابات معنادار داشتیم.

در خاتمه و در حاشیه‌ای غیر مرتبط با یادداشت آقای باقی، چون نگاه اخلاقی به سیاست و اتفاقات اخیر مربوط به اصلاحات و انتخابات مطرح شد، جا دارد به این نکته در کنار عدم تبعیت برخی اعضای جبهه اصلاحات از تصمیم اولیه آن و تحت فشار قرار دادن برای سست کردن تصمیمات آن اشاره شود که «همان‌طور که داشتن اصول در کار سیاسی خوب است اما اصول‌گرایی خوب نیست، همان طور که آرمان خوب است و آرمان‌گرایی خوب نیست، به همان ترتیب اراده خوب است و اراده‌گرایی خوب نیست.» به خصوص وقتی دیگران را به زور و در منگنه انتخاب بین انشقاق یا تبعیت از آنها، به انتخاب‌هایی دچار کنند که مد نظرشان نیست.


منبع خبر : امتداد
نظرات

نظر شما

پربازدیدترین‌ها :
آخرین اخبار :

درباره ما

اصلاحات پرس (اصلاحات نو) رسانه‌ای است وابسته به جریان اصلاحات به ویژه جوانان اصلاح طلب که در راستای مطالبات اصلاح طلبانه مردم ایران به فعالیت رسانه‌ای مشغول است.

با ما در تماس باشید

info[@]eslahaatpress.com
Telegram Instagram Twitter Tags Rss
Copyright © 2020 eslahaatpress.com‎, All rights reserved.