اصلاحات پرس
Telegram Instagram Twitter Tags Rss
67722
1400/05/21 09:48

لیلا حیدری

خشونت علیه زنان


سرگرد لیلا حیدری، کارشناس ارشد اداره برآورد معاونت اجتماعی پلیس تهران: اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، در پژوهشی به بررسی خشونت علیه زنان در شهر تهران به‌صورت توصیفی- تحلیلی با روش اسنادی و کتابخانه‌ای و مطالعه پرونده‌ها پرداخته است. ارائه آمار از پلیس امنیت و معاونت عملیات فاتب می‌تواند تعیین‌کننده میزان خشونت علیه زنان در سال‌های مورد بررسی باشد که در این تحقیق نیز به تفصیل بیان شده است. در این پژوهش آمده است: خشونت علیه زنان از پدیده‌های اجتماعی بوده که امروزه به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین آسیب‌های اجتماعی و معضلات بهداشتی خانواده‌ها در شهر تهران شناخته شده است. این عمل غیراخلاقی، یکی از معضلاتی است که نه‌تنها بر وضعیت سلامت روح و جسم زن و جامعه تأثیر می‌گذارد، بلکه آسیب‌پذیری سریع زنان را در برابر مسائل بهداشتی افزایش می‌دهد. خشونت یکی از معضلات اجتماعی در شهر تهران است که در تمام دوران زندگی بشر از گذشته تا امروز وجود داشته و می‌توان آن را پدیده‌ای همزاد جوامع بشری دانست. خشونت‌های ناشی از جنگ، کشتار، غارت، شکنجه و نظایر آن که معمولا از‌جانب گروهی از افراد بر افراد دیگر اعمال می‌شده، خشونت را تبدیل به جزئی از زندگی روزمره بشر و وسیله ادامه زندگی و بقای گروه‌های گوناگون اجتماعی و برتری آنها بر یکدیگر کرده؛ جایی که انسان ذاتا موجودی خشن تصور می‌شده است. با رشد و توسعه جوامع، فرهنگ، اخلاق و اهمیت‌یافتن مفاهیمی از قبیل احترام به حقوق انسان‌ها در جوامع گوناگون، به نظر می‌رسید از میزان خشونت به شکلی که قبلا شاهد آن بودیم، کاسته شده باشد. 
اما توسعه جامعه مدرن خصوصا شهرها و تحولاتی که در سطح ساختار اجتماعی و مناسبات اجتماعی در دوران جدید به‌ وجود آمد، تمامی شئون و جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی را متأثر کرده و روابط انسان‌ها را در معرض تغییر و تحول قرار داد، تا جایی که امروزه خشونت به‌عنوان رفتاری که با هدف آسیب‌رساندن به دیگری از کسی سر می‌زند، دامنه آن از تحقیر و توهین، تجاوز و ضرب و جرح تا تخریب اموال و دارایی و قتل گسترده شده است.
در‌واقع امروزه خشونت، رفتاری است که در شهر تهران مشاهده می‌شود و بر قربانیان آن همه‌روزه افزوده و موجب اضطراب مردم و احساس ناامنی آنها، به‌‌ویژه گروه‌های ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتری مانند زنان، کودکان، سالخوردگان و گروه‌های اقلیت که قربانیان ستم‌پذیرتر نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی هستند، می‌شود. بااین‌حال، گستردگی و فزایندگی انواع خشونت در جامعه، علاوه‌بر قربانیان مستقیم آن، نزدیکان و دوستان قربانیان را نیز متأثر می‌کند و امنیت اجتماعی و سلامت روانی را به خطر می‌اندازد. خشونت علیه زنان دارای انواعی است از‌جمله خشونت فیزیکی (جسمی) که به هر‌گونه رفتار غیراجتماعی که جسم زن را مورد آزار قرار دهد، اطلاق می‌شود. خشونت روانی (عاطفی) رفتار خشونت‌آمیزی است که شرافت، آبرو و اعتماد‌به‌نفس زن را خدشه‌دار می‌کند. از رفتارهای خشونت‌آمیز دیگر، نوعی از اعمال خشونت علیه دیگران است که می‌تواند باعث آسیب یا صدمه به دیگران شود و عوامل روان‌شناختی، اجتماعی، بیولوژیکی و محیطی در ایجاد آن نقش دارند. عوامل اجتماعی و روان‌شناختی مانند محرومیت نسبی از‌جمله متغیرهایی هستند که در بروز این پدیده اهمیت فراوانی دارند. خشونت بسته به نوع الگوی رفتاری می‌تواند تقسیم‌بندی‌هایی داشته باشد؛ مثلا حمله فیزیکی علیه خود، علیه اشیا و دیگران. بسیاری رفتارها اگر‌چه ممکن است آسیبی ایجاد نکنند، از‌جمله خشونت کلامی، اما تهاجمی هستند. در شهر تهران آمار سازمان‌هایی همچون پزشکی قانونی، دادگستری و نیروی انتظامی از رشد درخور ملاحظه خشونت عیان و شدید حکایت دارد و گواه آن است که سالانه هزاران نفر جان خود را از دست می‌دهند و صدها هزار نفر نیز دچار آسیب‌های مختلف جسمی و روانی می‌شوند.
خانواده شالوده و زیر‌بنای جامعه است و سلامت جامعه مستلزم سلامت خانواده است. از طرفی دیگر، فردی که متأثر از تأثیرات خشونت شده است، قادر نخواهد بود رفتار مناسبی در جامعه از خود بروز دهد و کارایی مؤثری داشته باشد و قاعدتا در جهت سلامت جامعه هم نمی‌تواند گام بردارد. خشونت علیه زنان هنوز به‌عنوان ابزاری برای تداوم و تقویت فرمان‌برداری از مردان استفاده می‌شود. خشونت علیه زنان همچنین از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و فرزندانی که خشونت علیه مادرشان را شاهد بوده‌اند، در دوران بزرگسالی برای حل اختلاف‌های خود بیش از سایرین به خشونت روی می‌آورند.
زنان ساکن در شهر تهران تمایلی به بحث درباره خشونت خانگی و گزارش آن ندارند. با توجه به اینکه در فرهنگ و مذهب ما خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، در غالب زنان این نگرش که حفظ خانواده بااهمیت‌تر از خود آنها و سلامتی‌شان است، عمیقا‌ وجود دارد و آنها خشونت و آزاری را که در خانه از سوی همسرشان متوجه‌شان می‌شود، تحمل می‌کنند. عامل اخیر باعث شده تحقیقات و آمار درخور توجهی در این ارتباط در داخل کشور و در شهر تهران موجود نباشد. بر اساس یافته‌های این پژوهش، بیشترین عامل روان‌شناختی در ارتکاب خشونت علیه زنان، با میانگین 20 مربوط به گویه اختلال شخصیت و کمترین آنها با میانگین پنج مربوط به گویه کمبود محبت است‌.
نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه اولیه مشخص کرد که هر‌کدام از عوامل تا چه میزان در این معضل اجتماعی مؤثر است؛ عوامل اجتماعی 53 درصد، عوامل فرهنگی پنج درصد، عوامل اقتصادی 10 درصد، عوامل روان‌شناختی 29 درصد، عوامل انتظامی و امنیتی سه درصد‌. این آمار نشان می‌دهد عوامل اجتماعی (محیط آشفته و نامناسب خانوادگی) بیشترین تأثیر در گرایش افراد به خشونت علیه زنان را داراست. دلیل اصلی خشونت، علل اجتماعی (محیط آشفته و نامناسب خانوادگی) است و در ضمن روش‌های مختلف خشونت و انگیزه‌های آن با عوامل روان‌شناسی و فرهنگی ارتباط بیشتری دارد؛ بنابراین توصیه می‌شود مسئولان جامعه به وظایف خود در قبال افراد مستعد عمل کرده و با رفع کمبودهای مادی و معنوی، زمینه و عوامل ارتکاب بزه را محو و نابود کنند.


منبع خبر : روزنامه شرق
کلید واژگان
نظرات

نظر شما

پربازدیدترین‌ها :
آخرین اخبار :

درباره ما

اصلاحات پرس (اصلاحات نو) رسانه‌ای است وابسته به جریان اصلاحات به ویژه جوانان اصلاح طلب که در راستای مطالبات اصلاح طلبانه مردم ایران به فعالیت رسانه‌ای مشغول است.

با ما در تماس باشید

info[@]eslahaatpress.com
Telegram Instagram Twitter Tags Rss
Copyright © 2020 eslahaatpress.com‎, All rights reserved.